5جمله زهرآگين!!!!

تا حالا شده که حرفی رو به همسرتون بزنید و یکهو از عکس العمل سریع و خشمگین اون شگفت زده شین؟؟ حرفی که گفتین شاید خیلی بی منظور و یا حتی یه انتقاد کوچیک بوده!اما عکس العمل سریع و تهاجمی اون شما رو ناراحت کرده.همش تقصیر بیولوژیه!!!!!بدن مردها در مقابل تهدیدها خیلی متفاوت از زنها عمل میکنه. فشار خونشون سریع بالا میره ضربان قلبشون تندتر میشه و همه اینها پیش زمینه دعوا میشه.خبر خوب اینه که مردها قابلیت پیشرفت در زمینه بروز احساساتشون دارند. و باید یادمون باشه که وقتی میخواهیم مساله ای رو در مورد اونها مطرح کنیم کاری نکنیم که احساس کنند دارند از طرف ما تحقیر میشن. پس قبل از اینکه دهنمون رو باز کنیم و به طور اتفاقی حرفی بزنیم که پایه ریز جنگ جهانی سوم باشیم(!) بهتره نکات زیر رو بدونیم تا باعث آزردگی خاطر مرد زندگیمون نشیم...

هشدار!!!!!!!!!!

حرفایی که هیچ وقت نباید به مردها زد:

۱- دوستات همه خل و چلن!!

خوب گیریم که همه دوستای نامزدت چت مغز باشن و یکسره در مورد برنامه ۹۰ و مسابقه فوتبال مسخره هفته پیش حرف بزنن.. باید هر جوری هست تحمل کنی! اگه راجع به فوتبال حرف نزنن میخوان در مورد خاطرات کسل کننده سربازی با هم حرف بزنن و سرت رو درد بیارن. ولشون کن به حال خودشون!

راه حلش اینه که سعی کنی با اونها یه نقطه مشترکی پیدا کنی تا از بودن باهاشون و رابطه نامزدت با اونها رنج نبری. میتونی برای خودشیرینی هم که شده به نامزدت بگی من واقعا دلم میخواد با دوستات بیشتر آشنا بشم...

۲- تو رابطمون دیگه هیچ چیز هیجانی وجود نداره...

این جمله دقیقا مساوی اینه: تو عرضه نگه داشتن این رابطه رو نداری!!

خوب شما به جای اینکه با گفتن این جمله مسئولیت این پست رو بندازین رو دوش اون٬ میتونین پیشنهاد انجام کارهای هیجان انگیز٬ بیرون رفتن٬ سفر رفتن یا ... رو بدین.

۳- اگه عاشقم بودی٬ فلان کارو برام انجام میدادی...

هر جمله ای از این دست نشون میده که بیان کننده اون نیازمند توجه هستش! خوب اگه واقعا اینطوری چرا رک نمیگی که دلت میخواد بهت بیشتر توجه کنه؟؟

به جای اون٬ میتونین بگین عزیزم من احساس میکنم به توجه بیشتری از طرف تو نیاز دارم. این جمله بدون اینکه مسئولیت رو انداخته باشین رو دوش اون.برای گفتن یه همچین چیزهایی با جمله "من احساس میکنم" شروع کنید.

۴- خانواده ات به دردنخور هستن...

بشر از ابتدای خلقت به والدین خود به چشم حامی نگریسته و در همه حال دوست داره این باور رو داشته باشه که اونها کمکش میکنن. حالا سوال اینه که اگر مشکل خاصی در مورد خانوادش وجود داره چجوری بهش باید گفت؟ خوب سعی کنید وقتی راجع به چیز مهمی مثل این میخواین حرف بزنید صحبت رو جوری مطرح کنین که براش قابل هضم باشه. مثلا بگیم من میدونم که خانواده ات برات خیلی مهم هستن. اما احساس میکنم که اونها رابطمون رو تحت الشعاع قرار میدن. من مایلم که در این مورد با هم صحبت کنیم.

۵- ما تمکن مالی برای خرید فلان وسیله نداریم.

فکر کن همسرت با یه تلویزیون ۴۹ اینچ ال سی دی با شور و شوق و هیجان وارد میشه و تو یهو با عصبانیت داد میزنی وااااای تو فکر نکردی که پولشو چجوری باید بدیم؟؟

درسته که نگران پرداخت پول و فشار مالی هستی اما به جای دادن زدن و بی مسئولیت جلوه دادن اون٬ خیلی آروم میتونی بگی که چقدر سورپرایز و خوشحال شدی و در ضمن بگی که نگرانی که آیا میتونی از عهده پرداخت قسطش بر بیاین.

دوستی دختر و پسر در نوجوانی....

تصور نوجوانان در مورد جنس مخالف و نیز طرز تلقی آنان در این مورد خاص، مسائلی را به وجود می آورد گویا اینکه برخی از پسران، داشتن دوست دختر را نوعی توفیق و قدرت اجتماعی تلقی می کنند. از این رو برای نشان دادن قدرت خویش سعی می کنند به نحوی با دختری رابطه برقرار سازند. دختران نیز داشتن رابطه با پسران را نوعی جاذبه به شمار می آورند. در عین حال اغلب دختران قصدشان از ایجاد رابطه با پسران، ازدواج است. برای اکثر قریب به اتفاق دختران، دوستی و رابطه با یک پسر به هیچ رو یک دوستی معمولی نیست، بلکه این دوستی و رابطه در تصور و ذهن آنان، همان چیزی است که قطعاً منجر به ازدواج خواهد شد. این تصور نادرست نوجوانان و نیز واقعیت های گوناگون موجود در جامعه، سبب شده است که نوجوانان و جوانانی که به طریق غیرمشروع و غیرمتعارف با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار می کنند، آسیب ببینند. تقریباً تمامی پسران به دوست دختران خود وعده ازدواج می دهند و تمامی دختران نیز تخیل ازدواج با دوست پسر را در ذهن می پرورانند. از آن جا که ماهیت اصلی این تخیلات، رهایی از اضطراب و تعارض عمل نوجوان و جوان، با قواعد و هنجارهای مورد پذیرش جامعه است، لذا در اغلب موارد این گونه دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود و چون به لحاظ اجتماعی این دوستی ها، ناپختگی نیز به شمار می آید، وجود این فکر می خواهد به دختران و پسران آرامش بدهد تا آن ها تصور نکنند که برخلاف قوانین و هنجارهای جامعه رفتار می کنند. بسیاری مواقع این دوستی ها پس از مدتی قطع می شود. علّت این قطع شدن هم این است که هر چند این دوستی ها کارکردهایی را در پس دارد ولی معمولاً حفظ آن ها به دشواری و سختی صورت می گیرد.در این مطلب 3 عامل مهم می باشد که هرکدام به ترتیب از عوامل مهم به شمار می روند که عبارتنداز:

۱. خانواده و شیوه های برخورد با نوجوان

خانواده نقش تعیین کننده در این زمینه دارد. یکی از مهم ترین مواردی که در زمینه تربیت اجتماعی می باید در نظر داشته باشیم، آماده ساختن فرزندمان برای رو در رو شدن با جنس مخالف است. امروزه بسیارند خانواده¬هایی که عمری با دیانت و پاکی زیسته اند، لکن به دلیل بی توجهی در تربیت اجتماعی و جنس فرزندان خود، به دلیل رفتار و معروفیت قبیح فرزندانشان، توان آنکه به آسانی از خانه قدم بیرون بگذارند را ندارند.

۲. عدم آموزش حدود شرعی در مورد محرم و نامحرم و حلال و حرام

خانواده ها معمولاً در این زمینه برنامه منظمی ندارند. بسیاری از خانواده ها اختلاط بین بعضی اعضای فامیل را که با یکدیگر نامحرم هستند، مجاز می دانند. آموزش این حدود و مراعات آن ها نه تنها نشانه عقب ماندگی و یا محدودسازی فرزندان نیست، بلکه خود نشانگر دقت و توجّه یک خانواده به حدود رفتار اجتماعی است. هر قدر فرهنگ یک خانواده بالاتر باشد، به جزئیات و دقایق زندگی و از آن جمله دقایق در مورد روابط اجتماعی با دیگران توجه بیشتری می کند.برخی از پسران، داشتن دوست دختر را نوعی توفیق و قدرت اجتماعی تلقی می کنند. از این رو برای نشان دادن قدرت خویش سعی می کنند به نحوی با دختری رابطه برقرار سازند. دختران نیز داشتن رابطه با پسران را نوعی جاذبه به شمار می آورند. در عین حال اغلب دختران قصدشان از ایجاد رابطه با پسران، ازدواج است.

 ۳.سخت گیری در مورد ازدواج

 امروزه افکار گوناگونی ذهن های پدران و مادران را در مورد ازدواج احاطه و مخدوش کرده که این افکار در عمل موانع زیادی در مورد ازدواج ایجاد می کند. برخی از این افکار ریشه در فرهنگ آن خانواده دارد. از جمله افکاری که ما شاهد آن هستیم، اصرار پدر و مادر برای ازدواج دختر و یا پسر با فرد به خصوصی است. این عامل است که جوان به سراغ ازدواج نرود و خود را با دوستی های زودگذر جوانی سرگرم کند و وقتی چشم باز می کند، می بیند که سن جوانی پایین یافته و قدم به سن میانسالی گذاشته است. پس چه خوب است که هم پدر و مادر و هم دختر و پسر سخت گیری های خود را پایین آورده تا جامعه با وجود این جوانان در هر حال پاک و دور از هر آلودگی باشد.